
یادمان باشد...
فقط از خدا بخواهیم......
و از خدا فقط خدا بخواهیم...
زیرا از خدا.........
غیر از خدا خواستن ....
کم خواستن است.......!!
فقط خدا........!!![]()
![]()
گنجشک و خدا........

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت.
فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت
می آید من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنوم
و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارم
سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست.
گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست
گنجشک گفت لانه ای کوچکی داشتم
آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام.
تو همان را هم از من گرفتی این طوفان بی موقع چه بود؟
چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟
و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداز شد و فرشتگان همه سر به انداختن
خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود.خواب بودی,
باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند
آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.گنجشک خیره در خدایی خدا ماند بود
خدا گفت که چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم
از تو دفع کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خاستی
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود.
ناگهان چیزی درونش فرو ریخت.
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.............!!
دوستی با خدا.....
و خوشبخت آن کسی است که
وقتی آسمان و زمین بر او تنگ میگیرد
به اذن خداوند ...
دوستی....
پنجره ای برای او می گشاید که...
تابش رحمت خدا ....
از آن پنجره بر دل تاریکش تجلی می کند.....!!
![]()

![]()
تو پنجره ای به سوی نوری
از هستی سایه گون به دوری
دل در گرو گریز و پرواز
آماده ی لحظه ی عبوری

نوشته شده توسط Nooshin در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 ساعت 9:49 موضوع | لينک ثابت
وقتی رود های سکوت جاری اند، خاموش می شوم . با کلمه ها نمی توانم تو را بیا فرینم
و بی کلمه ها لحظه ای آرام و قرار ندارم . ابری از شکوفه ها آسمان را پوشانده است
.
شکوفه ها را می شکافم تا تو را ببینم
.
زیر سقف های حصیری نمی توان بوی گیلاس ها را شنید
.
باران می آید،بارا ن می آید چشم پنجره ها خیس است . آیا حرفهایم تازه می شوند؟
!آن گنجشک تنها چه زود مرد!آن تمشک وحشی چه زود از شاخه جدا ش
در بامداد های برفی به یاد تو می افتم که با سپیده ها آمیختی و آنقدر در نی لبک غریب
.خود دمیدی که صبح از راه رسید و برگهای فرو ریخته به شاخه ها بر گشتند
وقتی زیر نگاه ماه می خوانم دلم می گیرد و صدایم باز می شود . باغبا نها بیدار می شوندو
.عطر گلها روی دستمال مسافران می نشیند
چه ساده تو را دوست دارم . این را همه کا کلی ها که از سفر آمده اند می دانند
!کاش همه چیز شبیه تو بود
....!کاش گلهای رنگارنگی که نامشان را نمی دانم ،عطر تو را داشتند
.چه ساده تو را صدا می کنم .همه مردم صدایم را می شنوند و با حیرت تو را نگاه می کنند
.حتی مترسک ها جان می گیرند و خون تازه ای در رگ سیب ها ی قرمز می دود
باد هرچند که تند باشد ، نمی تواند ستاره ها را با خود ببرد. به ابر ها اجازه نمی دهم که بین
من و تو فاصله بیندازد .نور تو بالا وبالاتر می رود و من دست هایم را باز می کنم . دنیا
!چقدر کوچک است
کاش جز صدای تو هیچ صدایی را نمی شنیدم و جز نام تو هیچ نام
دیگری را نمی دانستم!!
عزیزم تورا دوست دارم.........
نوشته شده توسط Nooshin در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 12:50 موضوع | لينک ثابت
اعتماد یعنی مرگ .........
هر روز درصدای قصه گوی پیر،قصه دخترکی رامی شنوم که نگاهش
در آیینه شکست.دختری که روزی نگاهی را به زندگی اش سنجاق زدند و گفتند :
اعتماد کن......!
اعتماد کرد.............!
سوخت وخاکسترشدوازاوجزیک جسم شکسته درغم باقی نماند.
دختری که چیزی ازاین دنیا نمی خواست جز یک سبد نگاه پاک که بشنود
بدرقه ی گریه های شبانه اش،که بشنود مرحم تا زیانه ای که روزگاربرپیکراوزده بود........
اما او که نمی دانست که نباید نور چشمانش را به کسی وام دهد.....................
عشق او مرد در کوچه های مه گرفته ی دروغ و خیانت ............
و اکنون تمام زندگی اش خلاصه شده در یک جمعه :
اعتماد یعنی مرگ
بی خیال.....
نام اوهم روزی در ناکجا ی تاریخ گم می شود............



دادگاه زندگی..........
وقتی در اخرین دادگاه زندگی،دادگاهی که شاکیانش اشکهایم و قاضی آن سرنوشت بودبه
جرم تنهایی محکوم شدم،نه ازوکیلم که آوای حزین قلبم بودکاری بر می آمدونه
از شاهدانم
که درودیوار های غم گرفته ی اتاقم بودندوقلب سپیددفتری
که هرروز به خاطر خودخواهی
من ، عمرش را صفحه به صفحه از دست می داد........!!
پس،جزایم را حبس ابددرزندان غم ها نوشتندوبرپیشانی ام مهر کردند که :
«این اسیر سرنوشت است و هیچ بخششی شامل حالش نمی شود.
به غم ها بگوییدهرروزبه
مهمانی لحظاتش بروند و رد پای تلخ ستمشان را برسر و رویش بنشانند.»
و من از همان روزدرتنگترین سلول انفرادی نامریی ذهنم نفس می کشم..........!!
آیا هیچ قانونی نیست که سکوت ازار دهنده ی سرد و بی روح را بشکند..............؟؟؟؟


سلام گل های من
خوبین عزیزانم؟![]()
بلاخره اپ کردم ![]()
![]()
![]()
دوستان گلم ![]()
![]()
![]()
تا اپ بعدی با بای![]()


نوشته شده توسط Nooshin در دوشنبه پنجم آذر 1386 ساعت 0:25 موضوع | لينک ثابت
خدا دل آدم ها رو واسه مجبت آفرید
آدم با نا مهربونی ، تو سینه ها دل آفرید
تفاوت رنگ و نژاد ، تنوع مذهب و دین
واسه تنفر تو دلها ، هزار تا علت آفريد
دنیا از جنگ و جدل خسته نبود
راه گفت و گو مگه بسته نبود
آدم چه بیگانه شده ، با هرچی دوست داشتنیه
اگه که عاشق میشه بود ، با قلبی که آهنیه
با مهربونی می تونیم ، به درد هم دوا باشیم
تو دنیای غریبه ها ، صدای آشنا باشیم
ای خدا دلم یه دریای غمه
که صفا توی دلها خیلی کمه
دلی که باید باشه خونه ی عشق
جای کینه ی آدم با ادمه


نوشته شده توسط Nooshin در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 21:4 موضوع | لينک ثابت
سلام دوستان گللللللللللللللللللللل من![]()
![]()
![]()
دوستان گلم
خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
خوب معلومه که خوبین این چه سوالیه
یعنی انشالله که خوبین![]()
![]()
![]()
![]()
خوب دوستان گلم چه خبرا ![]()
![]()
چی کار می کنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
امروز بعد از چند روز ایدیمو که باز کردم دیدم یه عزیزی که خیلی خیلی دوسش دارم
برام اف گذاشته بود.........................!!!!
اون عزیز کسی نبود جز داداش عزیز م
که خیلی دوسش دارم
![]()
اف گذاشته بود:
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني.
![]()
دوستت دارم چون زيباترين لحظات زندگي مني.
![]()
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني.
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني.
دوستت دارم چون به يک نگاه،عشق مني
![]()
![]()
...................................................................................
و در ادامه ......................
براي عزيزترين هم پاي لحظه هايم در غريبانه ترين لحظه هاي تنهايي خويش چشم هايم
را تقديمت ميکنم.............!!
تا هيچ گاه به پاکي دوستيمان شک نکني.....................!!!
...............................................
گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است...........!
اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحر رنج است................!
گر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است................!
...............................................
تمام زندگي را گريه كردم
نبودي در فراق شانههايت
به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•
_____****__________****
___***____***____***__ ***
__***________****_______***
_***__________**_________***
_***_____ دوستت دارم ______***
_***_____________________***
__***_______داداشی_______***
___***__________________***
____***_____عزیزم______ ***
______***___________***
________***_______***
__________***___***
____________*****
_____________***
______________*
....................................................................................
ممنونم از افهای قشنگت عزیز دلم![]()
![]()
منم دوست دارم
![]()
منم عاشقتم داداش گلمممممممممممممممممممم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
همیشه در قلب
منی عزیزممممممممممممممم
![]()
.......................................................................................................
عزیز دلم ! داداشی عزیزم:
منم این شعرو تقدیم می کنم به تو که با تمام وجودم
دوست دارم![]()
![]()
![]()
![]()
تو را از بین صد ها گل جدا کردم
تو قلبم جشن عشقت رو بپا کردم
برای نقطه ی پایان تنهایی .............!
تو تنها اسمی هستی که صدا کردم..............!
عشق من
ُ عشق من![]()
بگو از پاکی چشمت منو لبریز خواستن کن
با دستات حلقه ای از گل بساز و گردن من کن
اگه از مرگ باور ها از آدم ها دلم سرده
نوازش کن تو دستانم که خیلی وقته یخ کرده.....................!
..................................................
داداشی عزیزم:![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوستی اگر با حقیقت باشد ،همیشه پایدار خواهد ماند.
آن وقت جدایی هم قادر به شکستن آن نخواهد بود و
زندگی خواهد درخشید ، وقتی که قلب ها
با هم باشند.......!!
............................................
مهر و محبت شما را همیشه در دلم
زنده خواهم کرد .
خوبیتان هرگز از ذهن و یادم
محو نخواهد شد
برای همیشه و تا ابد دوستتان
خواهم داشت............!!
![]()
دوستت دارم عزیز دلم تا بی نهایت...... ![]()
![]()
عزیز ترینم .............!!

نوشته شده توسط Nooshin در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 20:12 موضوع | لينک ثابت
سلام دوستان گلممممممممممممممم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
بلاخره برنده شدیم مابردیییییییییییییییییممممممممممممم![]()
![]()
![]()
دست فراز درد نکنه براووووووووووووووووووووووووو
فراز گل کاشت
![]()
![]()
![]()
تبریک می گم پیروزی پرسپولیسو به همه ی طرفداران پرسپولیس![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
انشالله قهرمانیم دیگه نههههههههههههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
![]()
بازم تبریک می گمممممممممممممممممممممممممم
..............................................................................
درضمن تبریک می گم روز سیزده آبان روز بسیج دانش آموزی به همه دانش آموزان عزیز![]()
![]()
![]()
مخصوصا به ارسلان عزیز ![]()
![]()
![]()
ارسلان جون روز دانش آموزی رو بهت تبریک می گم![]()
نوشته شده توسط Nooshin در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 19:10 موضوع | لينک ثابت
امروز رو به غروب نشسته ام و برایت از کوچه ی دلواپسی ها می نویسم تو از من اوج می گیری و به ابر
ها می روی .
می خواهم بدانی چقدر این جا غریبم و غربت عمرم را سر کردم تا به تو برسم .
در خیالم با تو پرواز می کنم .تو این سکوت تاریک ،من همانند شب بی ستاره هستم .
می خواهم بدانی هیچ چیزی جز تو در قلبم جایی ندارد.حالا که از پیش من رفتی یکی هست که تا
همیشه در قلبش اسم توست.
...................................................................
........................................................................
دستان مهربانت را روی سینه ات بگذار تا صدای پاک ترین قلب را احساس کنی،این صدای یک دریا
دلواپسی است که درون رگ های ما جاریست .
این صدای عشقی است که من و تو با هم ساختیم،این تنها چاره ی کار ماست .
این دریای مهریست که صدای مهربان نشان ما داد و این صدای قلب مهربان و پاک توست که آرام آرام
می تپد و چشمانم را پر از اشک می کند ......................
...................................................................
به یاد آشنایان آشنا باش
به پیوندی که بستیم با وفا باش
همیشه یاد تو در خاطرم هست
تو هم هرجا که هستی یاد ما باش
نوشته شده توسط Nooshin در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 23:42 موضوع | لينک ثابت
مدتهاست که از تو دورم ،همه جا در نظرم سرد و تاریک است.
بی تو زندگی زیبا نیست.
بی تو زنده ماندن همانند روز بودن، خورشید وشب بدون مهتاب است.
بی تو زندگی سخت است !
بی تو همانند گل خشکیده ام !
نمی دانم چه زمستان سخت وملال آوری درقلبم حکومت دارد.
نمی دانم چقدر احساس سردس و بیهودگی می کنم ،
انگار هیچ چیز به جز دست های نوازشگر تو مرا گرم نخواهد کرد.
دلم در حسرت دیدار تو می لرزد و می سوزد.
افسوس تو با واژه شیرین دوست داشتن آشنا نیستی !
و تو معنی دوست داشتن را لااقل برای من نمی دانی!!

نوشته شده توسط Nooshin در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386 ساعت 23:17 موضوع | لينک ثابت
علمتنی ادنیا ،